شيخ حسين انصاريان
364
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
مقام رضا در نزد عرفا بعضى از عرفا ، رضاى از حق را به اين مىدانند كه اگر مولا عبد را جاودانه در جهنّم جاى دهد ، چون خواست اوست به اين خواسته راضىتر باشد از رضاى كسى كه به بهشت رفته است ! رضاى از حق ، آرامش قلب است در برابر مسئوليتهائى كه حق به عبد واگذار كرده ، اين آرامش باعث تسليم اعضا و جوارح به احكام مولاست . رضا خشنودى دل است به تلخى قضا ، كه در فضاى اين رضا ، عبد بلا را نعمت بيند و نعمت را از منعم ، پس ديده از نعمت بردارد و به ديدار منعم خوشحال و شاد و راضى گردد . رضا قبول احكام اوست به شادى و سرور ، و استقبال بلا از جانب خواص ، در حدى كه عوام از بلا گريزانند ! رضا اين است كه به اين معنا يقين جزمى پيدا كند كه حضرت محبوب براى من اختيار نكرد مگر آنچه بهتر و نيكوتر است ، يعنى تصرّف مالك كه حضرت حق است در مملوك كه عبد مىباشد تصرّفى حكيمانه و عالمانه و عاشقانه است ، و بر وى هيچ اعتراضى نيست . رضا اين است كه عبد اين معنى را لمس كند كه حق تعالى ايمان را كه اصل همهء خوبىهاست به من عنايت فرموده ، بنابراين آنچه با من كند چيزى جز امتحان و محكم كردن پاى ايمان ، و رساندن من به مقام قرب نيست ، و اين جز شادى خشنودى ندارد . عارفى گفت : الهى از من خشنود باش ، عارفى ديگر به او گفت : همى شرم ندارى كه رضاى كسى مىطلبى كه تو از وى راضى نيستى ؟ ! وقتى رضا به حكم حق در قلب عبد تجلّى كرد ، و آيات قرآن و روايات را با عقل و انديشه لمس نمود ، جائى براى پريشانى دل نسبت به آنچه از عنايات مادى حق